ما دست‌هایمان را به دست هم سپردیم تا تو ما را همیشه متحد ببینی و باور داشته باشیم که با هم همدلیم و همبستگی‌مان، ترانه‌ای است که همواره زیر لب زمزمه می‌کنیم و لحظه‌ای از خواندن آن غافل نیستیم.

ترانه همبستگی و همدلی را می‌خوانیم تا به بدخواهان‌مان ثابت کنیم، نقشه‌های شوم اهریمن نمی‌تواند ما را از راه به در کند و با دشمنان نیکی و مهرورزی دوست گرداند. 

ما سال‌هاست با خوبان عالم هم صدا هستیم تا صدای‌مان را در تاریخ سراسر ظلم و بیداد به گوش ستم‌کارانی برسانیم که بر این باورند همیشه پابرجایند و ماندنی‌اند. 

ما قرن‌هاست زیر لب شکوه می‌کنیم و در نگاه‌مان خشم را به تصویر می‌کشیم تا نشان دهیم از ستم‌کار دوری می‌جوییم و با اهالی ستم بیگانه‌ایم و ستم‌کاران را دوست نمی‌داریم. 

ما می‌دانیم همراهی با ستم و همکاری با ستم‌کار، چه نازیباست و تو چه قدر این شیوه زیستن را ناپسند می‌شماری و هر که این گونه باشد، او را بدخواه انسان و انسانیت می‌دانی. 

ما می‌دانیم تو در پی یافتن یاران آگاه هستی، یارانی که خدا را همواره ناظر بر اعمال خود می‌دانند و با بندگان خدا دوست هستند و با دشمنان خدا، دشمن.

ما می‌دانیم این همه را و برای همین است که سال‌هاست و قرن‌هاست پنجره‌های دلمان را به روی نور و دوستی گشوده‌ایم و اجازه نمی‌دهیم طوفان بلا، راه به دل‌مان بیابد. 

ما می‌دانیم این همه را و می‌دانیم هر لحظه در انتظار تو بودن، چه شکوهی دارد و چه ثوابی دارد و بر ارزش ما چه قدر می‌افزاید.

http://iranrooz.persiangig.com/image/mazhabi/emam_zaman.jpg