جزئیات مراسم گردن زنی در عربستان!

طبق قوانین قضایی عربستان سعودی، معمولا پیش از اجرای این نوع حکم یک آرامبخش به مجرم می‌دهند و سپس وی را توسط پلیس به یکی از میادین یا پارکینگ‌های شهر منتقل می‌کنند. به دنبال انتقال مجرم به محل اعدام، نیروی پلیس ابتدا تردد خودروها را متوقف و سپس مشمعی را به مساحت حدودا 5 متر مربع روی زمین پهن می‌کند.


پس از برگزاری نماز ظهر،زندانی که اغلب پیراهن سفید و بلندی را به تن کرده با چشم‌ها، دست‌ها و پاهای بسته به وسط مشمع مذکور منتقل می‌شود. در این مرحله او را رو به قبله و به حالت دو زانو به زمین می‌نشانند تا یکی از مقامات وزارت کشور در پیشگاه حضار شروع به قرائت نام و هم چنین نوع جرم وی كند. جلاد پیش از اجرای حکم، شمشیری هلالی شکل و به طول حدودا 1200-1100 میلیمتر را دو تا سه بار در هوا می‌چرخاند تا عضلات بازویش را گرم و آماده کند!

 

سپس با نوک شمشیر به پشت مجرم ضربه می‌زند تا وی سرش را بالا بگیرد و حکم اجرا شود. معمولا با یک ضربه سر مجرم از بدنش جدا می‌شود و حدودا یک متر آن طرف‌تر بر زمین می‌افتد. به علت تخلیه سریع خون جمجمه، مجرم ظرف مدت دو تا سه ثانیه بیهوش می‌شود و حداکثر تا 60 ثانیه نیز طول می‌کشد که وی در اثر شوک و کمبود اکسیژن جان خود را از دست دهد. در این مرحله مسوول مربوطه سر قطع شده را نزد پزشک حاضر در صحنه اعدام می‌برد که در تدارک بخیه زدن عروق خونی گردن مقتول است تا خون فوران نکند. با اتمام این مراسم رقت‌آور، بدن زندانی با یک آمبولانس به گورستان زندانیان و در قبر گمنامی دفن می‌شود.

 

 از جمله مشکلات گردن زدن محکومان به مرگ این است که این حکم باید به دستان مردی توانا و ماهر انجام شود تا مجرم بیش از اندازه زجر نکشد و مراسم کاملا انسانی برگزار شود. اگر جلاد نسبت به کارش مهارت کافی نداشته باشد باید از چند ضربه برای جدا گردن سر زندانی استفاده کند. برای مثال برای جدا شدن سر «مری کوئین» از قصر فوترینگ‌های اسکاتلند در سال 1587، جلاد ناشی مجبور شد از سه ضربه استفاده کند. در بریتانیا مرسوم بود حکم گردن زنی توسط مردی انجام شود که مسوول به دار آویختن جانی‌ها بود، بنابراین وی فاقد مهارت و توان کافی برای جدا کردن گردن زندانی بود و این مراسم اغلب با تبعات ناخوشایند رو به رو می‌شد. اما جلادان عربستان سعودی از اینکه در این امر مهارت کافی دارند احساس غرور می‌کنند.

 


اکثر محکومان به مرگ در عربستان سعودی در شهرهای بزرگی چون ریاض، جده و ظهران گردن زده می‌شوند. مردم عربستان سعودی از اینکه مجرمان در کشورشان گردن زده می‌شوند به خود می‌بالند و این سنت دیرینه را نسل به نسل به یکدیگر منتقل می‌کنند. به‌رغم اینکه مجازات گردن زنی تا سال 1747 نیز در بریتانیا رواج داشت و در کشورهایی نظیر نروژ (در سال 1905 منسوخ اعلام شد)، سوئد (تا سال 1903)، دانمارک (تا سال 1892 به طول انجامید)، فرانسه (تا مرسوم شدن گیوتین در سال 1792) و آلمان (تا سال 1983) شیوه‌ای استاندارد و قانونی برای مجازات جانی‌ها محسوب می‌شد اما تمام کشورهای اروپایی که سابقا از این شیوه برای اعدام مجرمان استفاده می‌کردند اینک به طور کل کیفر اعدام را از قوانین قضایی خود حذف کرده‌اند.

 


کشور چین نیز که در گذشته به طور گسترده‌ای از این مجازات استفاده می‌کرد، به دنبال به قدرت رسیدن حکومت کمونیستی، آن را مطرود اعلام کرد تا حکم گردن زنی جای خود را به تیرباران دهد. ژاپن نیز که تا پایان قرن نوزدهم این نوع اعدام را به کار می‌برد، اینک از طناب‌دار برای مجازات مجرمانش بهره می‌برد.

 


گفتنی است از جمله چهره‌های سرشناس بریتانیا که گردنشان از بدن جدا شد شامل، آنا بولین، همسر دوم هنری هشتم پاداشاه انگلیس که به علت ایجاد اختلال در سلطنت به مرگ محکوم شد، لیدی جین‌گری، ملکه انگلستان و ایرلند، (وی پس از ادوارد ششم به مدت ۹ روز پادشاهی کرد و بدین دلیل به «ملکه نه روزه» معروف است. لیدی جین هنگام اجرای حکم 16 ساله بود) و چالز اول، پادشاه انگلستان است.

 


چالز اول تنها پادشاهی است که گردنش از بدن جدا شد. او به دلیل مخالفت شدید با مردم و نمایندگان مجلس به پادشاهی مستبد شهرت یافت و به اتهام «خیانت بزرگ» و چند جرم دیگر در طول جنگ داخلی علیه طرفداران حکومت پارلمانی به رهبری اولیور کرانول، محکوم به مرگ شد.

ناديه انجمن ، ندا آقا سلطان !!!

وقتي ندا آقا سلطان كشته شد صدها وبلاگ و سايت هاي افغاني شعر سرودند و محكوم كردند

ناديه انجمن و صدها آزادي خواه  ديگر توسط حكومت و مردم افغانستان و خارجي ها تكه تكه مي شوند چند نفر از ايراني ها در مدح اينان مي سرايند ؟! جز معدود انگشت شمار الباقي كجا هستند ؟

صدها وبلاگ و صدها سايت افغاني تا توانستند در مدح ندا آقا سلطان شعر سرودند آهنگ هاي فرهاد دريا و امثالهم را با عكس هاي ندا آقا سلطان در آميختند ، اشك ها ريختند و مطالب نوشتند ، محكوم كردند و دم از آزادي زدند اما براي قتل عام صدها خبرنگار و روزنامه نگار و شاعر زن در افغانستان يا با بيخيالي رد شدند و يا  فقط به ارائه چند جمله بسنده كردند و همين و بس .

ندي شهيد شد  ، خدايش بيامرزد . اما شما وبلاگ نويسان و شاعران و روزنامه نگاران افغاني در وصف ناديه انجمن كه شهيد بي عدالتي بود چه سروديد؟ ، در  وصف ذكيه ذكي خبرنگار افغاني كه شبانه آنهم در بستر و كودك در آغوش به شهادت رسيد ، چه سروديد؟ در وصف شيما رضايي مجري تلويزيوني چه سروديد؟ در وصف شكيبا سانگه خبرنگار چه سروديد؟!!!  يعني خون ندا رنگين تر از خون هموطنانمان است ؟!!!!

كجا مي رويم ؟...

مرگ قاتل هزاران مسلمان

عبدالله بن جبرين از مفتيان وهابي مرد !

عربستان سعودي شب گذشته خبر مرگ "عبدالله بن جبرين" مفتي سرشناس سعودي و از اعضاي سابق هئيت علماي اسلامي خود، در سن 78 سالگي را اعلام کرد.

عبد الله بن عبد الرحمن بن عبد الله بن إبراهيم بن فهد بن حمد بن جبرين من آل رشيد ملقب و مشهور به  نام  ابن جبرين از خانواده بني زيد (متولد ۱۳۵۳ قمري در روستاي قويعيه در منطقه رياض عربستان سعودي ) ، از علماي وهابيت   و درباري در عربستان سعودي بود .

او که از اعضاي اصلي وهابيون محسوب مي شد به صدور فتاوي تند و عجيب بر عليه مذاهب مختلف و مسلمانان مخالف خود مشهور بوده و از جمله در جريان جنگ 33 روزه لبنان در مقابل اسرائيل با صدور فتوايي عجيب و خنده دار هرگونه دعا براي پيروزي حزب الله لبنان را به صرف شيعه بودن انها حرام دانسته بود . وي  در پاسخ استفتايي دربارهٔ حزب الله لبنان گفته بود: ياري کردن اين حزب جايز نيست. جايز نيست تحت فرمان آنان رفت و جايز نيست براي پيروز و قدرتمند شدن آنان دعا کرد. نصيحت ما به اهل سنّت اين است که از آنان بيزاري بجويند و کساني را که به اين حزب مي‌پيوندند، رها کنند  .

او با فتاوي تند خود توجيه کننده عملياتهاي تروريستي  القاعده و طالبان بر ضد مسلمانان در عراق و افغانستان و پاکستان بود .

وي از معروف ترين سردمداران وهابي بود که فتواي تکفير شيعيان را صادر نمود . او محرک بزرگي در به خاک و خون کشيده شدن مردم مسلمان عراق محسوب ميشود   ، همچنين فتواي تخريب حرم مطهر امامان شيعه نيز توسط اين عالم نماي وهابي صادر گرديد که سرانجام منجر به تخريب حرم مطهر امامين عسکريين ((عليهما السلام)) توسط افراطيون وهابي در سامرا گرديد . در بخشي از اين فتوا از حرم امامان شيعه به عنوان مصاديق شرك ياد کرده که بايد با خاک يکسان شود.

 

گفتني است بن جبرين  حدود سه ماه پيش براي معالجه بيماري خود به کشور المان عزيمت نمود به دليل دادخواست وكلاي شيعيان و به اتهام تکفير و تشويق به قتل  شيعيان به سرعت از المان گريخت و به عربستان بازگشت .

در همين راستا روزنامه اشپيگل از بستري شدن بن جبرين دريکي از بيمارستان هاي آلمان و اقامت در اين کشور با " آرامش کامل" ابراز شگفتي کرده و نوشت ، اين شيخ سعودي الهام بخش تندروها و تروريست هايي است که در حوادث يازدهم سپتامبر بوده است.
تنفر بن جبرين از اقليت هاي مذهبي مسلمان بحدي بوده است که فتواهايي در باره قتل آنان صادر کرده است.


در دادخواست قضايي ضد بن جبرين ، اين روحاني تندرو سعودي به تشويق و ترغيب افراد به اقدامات تروريستي متهم شده بود ، مجموعه اي از مدارک و فتواهاي بن جبرين اعم از صوتي و تصويري و فيلم را که اين اتهامات را ثابت مي کند  نيز ضميمه دادخواست قضايي شد .
براساس اين مدارک ، بن جبرين از اسامه بن لادن رهبر تشکيلات القاعده تمجيد کرده و وي را به مبارزه با کساني که از مذهب وهابيت پيروي نمي کنند ، فرا خوانده است.
بعداز ارائه دادخواست قضايي عليه بن جبرين ، او ساعاتي بعداز مذاکرات رسمي بين وزيران کشور عربستان سعودي و آلمان در رياض بطور ناگهاني از آلمان فرار كرد .

بسياري معتقدند که فتواهاي بن جبرين و بسياري ديگر از روحانيون تندروي سعودي ، صدها نفر از جوانان اين کشور را به اجراي عمليات انتحاري عليه غيرنظاميان شيعه عراقي در شهرهاي عراق ترغيب کرده است.



و شيطان خطاب به خداوند گفت : به عزت و جلالت سوگند ، همه خلق را گمراه خواهم کرد ، بن جبرين نيز در پيشبرد اهداف شيطان تمام سعي و اهتمام خود را كرد و تا حدودي هم موفق بود .

و عاقبت عامل قتل عام هزاران مسلمان در افغانستان و عراق و پاكستان ، عامل تفرقه بين مسلمين ، عامل مزدور صهيونيزم جهاني ، نمونه بارز تهجر و تحجر و تعصب ، نمونه بارز حماقت به درك پيوست و لكه ننگي از پيكره جامعه اسلامي پاك شد .

به اميد به درك واصل شدن الباقي هم مسلكان اين وهابي . انشاالله .


عبدالرحمن بن جبرين در جواني( كسي كه ريش زدن را حرام مي دانست در جواني سه تيغه مي كرد )

 



بن جبرين در پيري ( ناگهان يادش آمد جواني چه غلطهايي كرده است و ريش گذاشت)




و ناگهان القاب فله اي دكتر و علامه و شيخ و مفتي بر بسترش ريخته شد و فتواي فله اي صادر كرد و خون كفار و مرتدين و رافضي ها و مزدوران غربي ها را مباح اعلام كرد . در تصوير زير يك رافضي مزدور و مرتد را ميبيند كه توسط طلاب وي سوزانده شده است چقدر هم به قيافه اين كودك جزغاله شده مي خورد كه عامل آمريكا باشد





تصوير زير هم گويا و روشن است . ماشالله .

ما جنگ زده های جنگی  ؟!

ما بچه ها محصول جنگ استيم ، بنابرين جنگی و جنگ زده بار آمده ايم ، شوخی نيست وقتی نطفه ما بسته ميشد نسبت اختلاف سليقه  پدرها و مادرها بخاطر جنسيت ، ما جنگ های لفظی و حتا تشدد های فزيکی آنها را ازعقب پرده نازک شکم مادر به تماشا می نشستيم ، ودرهمان محيط تنگ و تاريک به همان وضعيت سرنگون برای پدرجان که هميشه برنده بوده و زورگفته است کف زده ايم ، وخوشتر اينکه ما دريک نيمه شب ا ضطراری بی اعتناء به قيود شبگردی و جنجال سگ جنگی های سياسی خيال پای گذاشتن به دنيای بی مروت آگنده از نفرت و وحشت را کرديم ... شايد سرما بوی قورمه ميداد ، که آنجای گرم وسرشار ازمحبت ، يعنی شکم مادر را ترک گفته مايل شديم به فضای کدورت بار ، باروت زا و بی عاطفه برون قدم بگذاريم !!

درهمان لحظه نخستين ناظر شديد ترين جنگ و دعوا از نوع جنگ های سازمانی ، بين آن دوهم لانه و هم دانه بوديم ، تا مادر فرياد های ناشی از درد زايمان را ، به پيشواز آواز ماشيندارهای انقلابی فرستاد ، پدربيچاره تر ازهرغير حزبی برای بلند کردن صدای اعتراض اش به مادر ، با دهها فحشنام و دشنام به هر زايش ، زاييدن وزايشگاه به پا استاد ، گمان داريم فريادهای آن مرد بدبخت که بخاطر آينده مان نگران بود حتا بگوش مرده های جمعی گورهای انفرادی رسيد که ميگفت : زنکه بدبخت ! ای چه وقت زاييدن است ،  نيمه شب و قيود که نه مسلم بدادت برسد و نه جهود ، حالی نميشد تا صبح صبر ميکردی ، صدقه سر زچه های مردم شوی ... مگر ما درشکم مادر ، به شکم خود دُهلکُ میزديم وبرای يک جنگ خانگی ناخن های گوشتی خودرا جنگ می انداختيم .

به همه حال ، با ته وبالا دويدن پدر وکومک يکی دو همسايه جنگ زده ، با رهوار گشت شبانه نظاميان شبگرد انقلابی ، درفضای پُرازتشنج و خونبار با دست های مصنوعی چند داکتر و پرستار معيوب با يک زور انقلابی هورا گويان سجل دنيای پُراز مصيبت و عداوت شديم ....

عجيب دنيای ديديم ، سرنشينان اين کشتی از نوع همسفرا ن ( نوح ) نبودند ، يعنی بدون اشتراک باهمی و مساوات ، هرقوم و هرگروه برای منافع خود وبرحق بودن عقيده ، کيش و آيين خود ، با زمينه سازی ممالک دور ونزديک ، همرای ماشين های بزرگ ومرگبار جنگی ، با آهن و آهنپاره بفرق همديگر زده بفکر نابودی تمام بودند ، درخاک فقرزده وبيچاره کُش ما در يکزمان انقلابيون آتشين ، آتشبار ، آتشزن با نکتايی های سرخ شان ، هرغير به اصطلاح انقلابی ديکر را بجرم رنگ دگر حلق آويز ميکردند ، يا به گورهای دسته جمعی مدفون مينمودند ؟!! ودرزمان دگر ، گروه ديگری با مصلحت خدايان دروغ و درم ، بخاطر نمايش دادن  اسلام سياسی شان وبرای نجات عقيده به خطرنبوده شان بانعره های تکبيرمصلحتی مُلک را راکت باران کردند ، وبرای تکفير ومجازات کافربچه های بومی ، با لوای سبز ، پول سبز وسلاح سبز تا دروازه های بهشت ميدويدند ، آنها ازروی اجساد خونين و پاره پاره مسلمان زاده های سنگرباز ميگذشتند و به پيش ميرفتند تا به قصرسفيد و مدال افتخار برسند

آنها از جنت سخن ميگفتند ، مگرهيچگاه خيال داخل شدند به آنرا نداشتند ، آنها فرزندان بينوای افغان را شهيد جنگ سياسی کرده گويا به بهشت روانه مينمودند ، ولی خودشان با گرم نگهداشتن تنور تباهی با اولاده شان به نيويارک ، لندن ، ا روشلم ، پاريس ، رياض و مسکو ميرفتند ، آنجاها ماندگار ميشدند و يا ازهمانجا هيزم برای آتش زدن سرزمين افغانها می آوردند ....

کوتاه اينکه هرگزکوتاه نبوده ، ما جنگ زده های جنگی چه سومناتی ديديم خدا ميداند ، آنقدر خون از دشت و دره ، کوی وبرزن مُلک جاری گرديد که همه تانکهای سرخ انقلابيون دروغين را سيل بُرد ، ما بچه ها بعد ازمدت ها ا ز زير زمينی ها برون شديم تا شاهد طرح نو و جنگ نو وبربادی نو شويم .

باز زمان دگر لشکر ديگری از فرشته های جنگی با لوا وپوشش سفيد ، نه پلنگی و پکول از راه رسيدند ، آنها بخاطر دفاع از دين و زمين ، جنگی را برپا کردند که نه دين ماند و نه زمين ، نه اسپ ماند و نه زين ... اين گروه برعکس ديگران به عقب ميدويدند ، به هزارسال عقب ، ميخواستند مردم مسلمان را به دوران سنگ برسانند !! درآنزمان ما بچه ها درکنارقبر جنگجويان گمنام ، يا در ميدان های سنگسار و تيرباران ، درمرا سم حلق آويزان شدن علم ، هنر و ا نسانيت گل کوکنار می فروختيم ، اين گلها عطر شبيه تيل پترول داشتند که سراسر گورستان ها را الوان ساخته بود ، شايد همين موضوع دليل و باعث گرديد تا موروملخ ، عرب و عجم ، سه صدوشست گروه با جديد ترين وکشنده ترين سلاح ، ا ز چهارطرف دنيا به کشورما سرازير شوند ، آنها با شعار دموکراسی ، معاونت و بازسازی چهارنعل نموده ، با عجله کشور را اشغال کرده آدمهای آنرا بدست دشمن دوستک ها ، کلاه پوستک ها و قشر ا زپستک ها چهارميخ وحشت ، فقر ، مرض ، دربدری ودهها بدبختی دگر کردند ، درآنوقت ما بچه های جنگ زده جنگی ، در نبود دايمی برق زير سايه تفنگ ، به اخبار گوش ميداديم تا نام پدرخودرا دربين قربانيان جنگ بيابيم ، و بعضی ا ز بچه ها در عقب جبهه جنگ صلح را بازارسياه ميکردند .        فرشته های سرمه چشم ، سفيد پوش و شيطان صفت با پول مصلحتی ، و سلاح مصلحتی هر روز مشغول جنگ های مصلحتی بودند ، اما مردم غير جنگی ، بی مصلحت توسط ماين های کنارجاده ، بمب های انتحاری يا بمباران مصلحتی هوايی پاسداران ترياک و جستجوگران تيل هر روز قصابی ميشدند ، در آن هنگام ما بچه های جنگزده برای کسا نی که دست نداشتند تلفن سيم کارت افغان و روشن را هديه ميداديم و برای آنهايی که پای نداشتند مسابقه بايسکل رانی را برپا ميکرديم و همچنان برای سرمازدگان بی سرپناه خيمه های مشبک را روی ميدانک های پُرآب و لجن استوار ميساختيم ، با اين گير ودار تا امروز رسيديم ....

و امروز ( ولسمشر ) ما با زورکم ، قهربسيار و ضعف حافظه ، در کشور که مردمش نه نان را می شناسند ، نه برق را ، نه کار و انصاف را ، نه دارو ودرمان را و نه امنيت و حرمت را ، درمراسم ختم جنگ هرروز بيست و يک توپ لاف بسوی دشمن های دوست نما پرتاب مينمايد ، ودرين بازی ما بچه های فرصت طلب با رهنمايی و همراهي کاردانها و کارگزارهای جنگ های انقلابی ، حزبی ، تنظيمی ، قومی ، سمتی ، زبانی وغيره که هنوزهم در( دستگاه هيچش بدان ) مُهره های کاری استند ودرين همه تندبادها وآتشباری های تباه کن تار موی ازآنها تلف نگرديده ، منتظرچپاول آخری استيم ، ما يقين داريم که روز چور فراميرسد ، زيرا انواع جنگ در سرزمين ما آنقدر طولانی شده که همه فکر ميکنند ( صلح ) مانند داينسور قرنها پيش ا ز دنيا رفته است .

ما بچه های جنگ زده جنگی از روی تفنن تخم کبوتر های صلح را در کلاه های عسکری جوش داده ، با خون مردمان مُلکی رنگه نموده در روزهای جشن ( هفت و هشت ثور ) برای تخم جنگی آماده ميسازيم ، اگر که به ميله سگ جنگی چمن های ببرک نرفتيم .

درين روز ها دروطن ما اعضای پارلمان و کابينه درحاليکه هرکدام گل خشخاش يا لاله خونين را به يخن زده اند درفضای دموکراسی وآرامش خيال از امنيت و آرامش حرف ميزنند ، مگرما بچه های جنگ زده ميدانيم جنگ    وفساد آنگونه درکشور گسترش پيدا نموده که حتا مُرده ها در گور امنيت و آرامش ندارند ، آنها فقط حرف ميزنند ، سرمايه های شانرا به بانک های خارج انتقال ميدهند ، بروی همديگر با بوتل و چپلی ميزنند ، توطيه ميسازند و برای دور ديگر وکالت تبليغات مي نمايند ، وما کار ميکنيم ، کارما بچه های جنگ زده جنگی بسيار زياد است ، مثلن ما تعداد چوچه های را که درنبود برق و سرپناه در شهرهای تاريک و سرما زده به دنيا آمده اند می شماريم وبچشم های ناباورشان باروت ميکشيم ، معلولين و معتادين را به دخمه ها و زاغه های هولناک انتقال داده به حلق شان جهت تسکين درد مُرفين و ترياک می اندازيم ، ما بدور گورهای گمنام دسته جمعی گل های لاله ميکاريم و برای مُرده های مانده بروی زمين حمايل قشنگ از پوچک مرمی های ماشيندار ميسازيم ....  شايد اين کارهای شاقه ما جنگ زده های جنگی تا وقتی ادامه پيدا نمايد که جنگ به مقرفرماندهی برسد .

ما ميدانيم که پيش رنگ و جنگ ما ، جنگ ( بغداد و غزه ) مزه ندارد ، زيرا « جنگ » جز فرهنگ ماست ، مثل خانه جنگی ، قوم جنگی ، زبان جنگی ، چشم جنگی ، کله جنگی ، شعرجنگی ، مرغ جنگی ، سگ جنگی ،        کاغذپران جنگی ، وغيره ، انشاالئه خلاف نگفته ايم .

ما بچه های جنگ زده جنگی ، هرجنگ را ازنگاه نفع وضرر آن بررسی ميکنيم ، حالا چه ميشود که جنگ درسرزمين ما برای مليون ها انسان منبع تباهی ، بربادی و ماتم دوامدار شده ، مگر برای تعداد ا ز آدمک های جنگ افروز و شرير سرشار از منفعت و سود بوده است ؟!!

http://www.goftaman.com/daten/fa/articles/part16/article2158.htm

علي ستيزي وهابي هاي احمق

باز هم دسته گل ديگري از گند كاري هاي عقب افتاده هاي ديني سعودي و متعصبان و متحجران سر در آخور انگليس .

در یک اقدام جدید از سوی دولت و روحانیون عربستان سعودی، بخش گسترده‌ای از نقش حضور پررنگ حضرت علی (ع) در تاریخ اسلام در کتب‌ تاریخی و مرجع عربستان، حذف شد.


این کار که از پانزده سال پیش آغاز شده بود، هم‌اکنون به مرحله‌ای رسیده است که حتی مستندات برادران اهل تسنن درباره نقش مؤثر حضرت علی (ع) نیز حذف شده و هم‌اکنون نسل‌های جوان عربستان، حتی سایه‌ای از نام آن حضرت را نمی‌توانند در کتابی مرجع یا تاریخی پیدا کنند.

در کتاب‌ فروشی‌های عربستان، همه کتاب‌هایی که نامی از آن حضرت و نقش ماندگار ایشان در تاریخ اسلام است، جمع‌آوری شده است و احادیث جعلی جایگزین آنها شده است.

علی‌ ستیزی روحانیون وهابی که از آغاز شکل‌گیری حکومت کنونی عربستان با کارهای مرموزانه انگلیس آغاز شده بود، هم‌اکنون به تحریف واقعی رخدادهای تاریخی و حقایق انکارناپذیر رسیده است.

کتاب‌هایی همچون تفسیر طبری نیز که به نقش مولای متقیان اشاره داشته‌اند، جمع‌آوری و نسخه‌های جدیدی که نام آن حضرت در آن سانسور شده، جایگزین شده است.

این در حالی است که این اقدام به کتابخانه‌های عربستان نیز تسری پیدا کرده است و ارسال کتاب از لبنان و دیگر کشورهای عربی به این کشور با موضوع تاریخ اسلام، به شدت زیر نظر مأموران ممیزی عربستان است.

آنها همچنین لو‌ح‌های فشرده در این زمینه را جمع‌آوری کرده و لوح‌های فشرده جدیدی که نقش حضرت در آنها سانسور شده است، به بازار عرضه می‌کنند.

همچنین به تازگی دولت عربستان، برخی از سایت‌های شیعی را نیز با همکاری برخی شرکت‌های مجازی آمریکایی فیلتر می‌کند.

معضل بيماري وبا و مهاجرين افغاني

چند وقت پيش براي تفريح به استخر ياران در شهر قم بالاتر از گلزار شهدا رفته بودم . ظاهرا مديريت اين استخر بر عهده آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) مي باشد .

هنگام ورود با صحنه اي مواجه شدم كه ياد تابلوهاي ورودي رستوران هاي قديم آمريكا افتادم . البته شايد ربطي نداشته باشد ولي ناخودآگاه فكرم به اين مورد منحرف شد ( ورود سگ و سياه پوست ممنوع )

در تابلوي ورودي اين استخر هم نوشته بودند  از ورود افراد خالكوبي و بيماري هاي پوستي معذوريم ، در كنار اين تابلو هم نوشته بودند ( از ورود اتباع افغاني به داخل استخر معذوريم )

علت را جويا شدم گفتند شما ناقل بيماري از جمله بيماري وبا هستيد !!!!!

حماقت تا چه حد ؟!!!!

وبا بیماری است که از طریق آب توسط باکتری ویبریو کلرا ایجاد می‌شود. این بیماری در گذشته در ایران به نام مرگامرگی خوانده می‌شده‌است. این باکتری با نوشیدن آب آلوده یا خوردن ماهی نپخته یا خوردن صدف‌ها وارد بدن می‌شود. در ایران بیشترین راه انتقال وبا، سبزی‌های آلوده‌است. سبزی‌هایی که در هنگام کاشته شدن با کود انسانی (پساب) تغذیه می‌شوند دارای بیشترین آلودگی هستند.

  • سال ۱۳۴۴ همه‌گیری (اپیدمی) وبا در ایران رخ داد و ایران منطقه آندمیک وبا شد اولین سروتایپ شناسایی شده در ایران سروتایپاوگاوا بود.
  • سروتایپ اینهابا اوایل سال۵۰ در ایران دیده شد و سپس به‌طور متناوب تا سال ۱۳۵۶ اینهابا و اوگاوا در ایران دیده می‌شد. پس از سال ۱۳۵۶ تقریباً تمام موارد در ایران اوگاوا بود.
  • در ایران از سال ۷۹ تا ۸۴ سالانه نزدیک به ۱۰۰ مورد بیماری وبا گزارش گردیده‌است. (در اپیدمی ۱۳۷۷ حدود ۱۱۰۰۰ مورد وبا در ایران گزارش گردید. که تقریبا در تمام موارد میکروب از نوع التور سروتایپ اوگاوا بوده‌است(

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/وبا

 

 

"سبزي" نام آشناي سفره ايرانيان است و اين محصول پرفايده از جمله پرمصرف ترين توليدات كشاورزي محسوب مي شود.از گذشته هاي دور رسم بوده كه كباب را با ريحان و نان و پنير را با «سبزي» و شب عيد نيز «سبزي» پلو با ماهي ميل كنند. تحقيقات مختلف پزشكي نيز گوياي اهميت و نقش پر رنگ مصرف سبزي جات و صيفي جات در كاهش امراض مختلف و سلامتي بيشتر است.اما نكته جالب توجه اين جاست كه معمولا صحبت ها و نوشته هاي مربوط به سبزي و صيفي جات حول محور اهميت مصرف اين محصولات در تأمين سلامتي انسان دور مي زند و معمولا كسي به سلامت كشت اين محصولات توجهي نمي كند اين در حالي است كه توجه به اين قسمت شايد به مراتب مهم تر از يادآوري نقش سلامت زاي سبزي جات و صيفي جات باشد.  مشاهدات عيني  از آبياري مزارع سبزي و صيفي كارهاي حاشيه شهر ها با فاضلاب خام و پساب واحدهاي صنعتي خبر مي دهد .

 

سبزي ها، گوجه فرنگي، صيفي جات، خربزه، فلفل، كاهو و... از جمله محصولاتي هستند كه آبياري آن ها با فاضلاب عوارض و آلودگي هايي را مستقيم در مصرف كنندگان ايجاد مي كند.

 

 

دلايل آلودگي سبزي ها


منابع آب هاي سطحي و زيرزميني شهر، آلودگي هاي منازل به شكل زباله و فاضلاب، آلودگي هاي بيمارستاني به شكل زباله و فاضلاب حاوي انواع مواد شيميايي و دارويي مضر و غيرقابل تجزيه همچون انواع داروها، مواد پلاستيكي، فلزي و شبه فلزي و انواع آلودگي هاي ميكروبي و بيماري زا و آلودگي هاي صنعتي حاصل از كارگاه ها و كارخانه هاي كوچك و بزرگ كه گروه بزرگي از آلاينده ها را شامل مي شود، هستند. از آلاينده هاي صنعتي به طور مثال انواع فلزات سنگين و سمي نظير سرب، جيوه، مس و... و تركيبات آن ها، نيترات ها، سود سوزآور، انواع اسيدها مانند اسيد سولفوريك، مواد روغني، موادنفتي و فراورده هاي پتروشيمي، انواع رنگ ها و ده ها فراورده مضر را مي توان ذكر كرد.كشاورزان كه سبزي و صيفي مهم ترين محصول آن هاست، زراعت هاي خود را با اين آب ها مشروب مي كنند. سبزي و صيفي به طور معمول به صورت تازه و خام به مصرف انسان مي رسد. در نتيجه آلاينده هاي ميكروبي مي توانند به طور مستقيم وارد بدن انسان شوند. آلاينده هاي غيرميكروبي كه حتي در اثر حرارت پخت غذا هم از بين نمي روند مي توانند موجب بسياري از بيماري هاي انسان باشند.در حالي كه بسياري از خانواده ها سبزي مصرفي روزانه خود را با خيالي آسوده از بازار ميوه و تره بار تهيه مي كنند و مطمئن هستند كه متوليان بهداشتي جامعه بر نحوه توليد و عرضه اين محصول نظارت كامل دارند ولي به نظر مي رسد به دليل توليد بخشي از اين محصول در مزارع حاشيه شهر خانواده ها بايد كنترل بيشتري در اين راستا داشته باشند.  نمي توان تمام سبزي هاي موجود در بازار شهر را آلوده و غيرقابل مصرف اعلام كرد اما مردم بايد نكات بهداشتي لازم را در مصرف سبزي ها رعايت كنند.  مشكل اساسي تمام سبزي زارهاي حاشيه هاي شهرها آلوده بودن آن به انواع ميكروب ها و انگل هاست . آلودگي هاي باكتريايي مانند سالمونلا به عنوان يكي از عوامل اسهال باكتريايي و ويبر يا عامل وبا كه بيشتر در تابستان بروز دارد در اين نوع سبزي ها ديده مي شود .  تك يافته هاي انگلي مانند آميب و بالانتيديوم نيز به عنوان عامل اسهال انگلي در اين نوع محصولات وجود دارد. از طرفي برخي كرم هاي بيماري زا نيز در اين سبزي ها مشاهده شده است.

 

 اين آب ها آلوده به چه موادي هستند

 

آب هاي اين جويبارها ‘ حامل بار فاضلاب هاي خانگي، آبهاي ناشي از بارندگي، آبهاي ناشي از سيستم هاي خنک کننده استخرها، واحدهاي درماني، مجتمع هاي مسکوني، هتل ها، مراکز تفريحي، مجتمع هاي تجاري، رستوران ها، تخليه لجن فاضلاب، چاه هاي فاضلاب، سبتيک، تانکرهاي مناطقي از شهر که امکان دفع آن را ندارند، فاضلاب و لجن و ضايعات کشتارگاهي، مواد غذايي فاسد وفاضلاب خام برخي کارخانجات، واحدهاي آموزشي، تعدادي ازشهرک ها وواحدهاي نظامي است . از سوي ديگر بايد گفت که برخي تانکرهاي فاضلاب کش نيز فاضلاب خود را به صورت غيرقانوني در اين نهرها تخليه مي کنند.

 

 

 

 

و اما در آخر اينكه بهتر است عواقب سو عدم رعايت بهداشت فردي را به گردن ديگري و آنهم مهاجرين نيندازيد .

فقط كافي است سري به كشتزارهاي سبزيجات و صيفي جات حاشيه هاي شهر هاي خود بزنيد و طريقه آبياري اين كشتزارها را عينا مشاهده كنيد .

وبا به هيچ عنوان به ديگران سرايت نمي كند مگر به علت  عدم رعايت بهداشت فردي .

اينكه وزارت بهداشت براي فرار از بي مديريتي و بي مسئوليتي خود گناه را به گردن مهاجرين بياندازد ، اينكه استخرها از ورود اتباع خارجي ممانعت به عمل بياورند ، اينكه مردم از ترس سرايت اين بيماري از تماس با مهاجرين پرهيز كنند ، اينكه دولت براي گرفتن بودجه هاي كلان از سازمان ملل آمارهاي غير واقعي از وجود اين بيماري در مهاجرين افغاني ارائه دهد ، دردي درمان نمي كند . بهتر است واقع بين باشيد .

متحجران و عمليات انتحاري

چند روزي است كه تكه تكه شدند زنان و كودكان و نماز گزاران در گوشه و كنار جهان مخصوصا عراق و افغانستان افزايش پيدا كرده است . هر بار هم خبرهاي اين اخبار را پيگير مي شوم فقط و فقط به اين احمق هاي وهابي مي خندم و گريه مي كنم .

مي خندم از حماقت اينها و گريه مي كنم بر كشته شدگان كه قرباني حماقت و كودني يك عده  متحجر مي شوند .  

مدتهاي مديدي است كشور افغانستان  مورد تهاجم هر نوع قشري گشته است .

روزي انگليس ، روزي امريكا ، روزي روس ها و امروز هم مورد تاخت و تاز يك مشت بيسواد و عقده اي به نام طالبان .

يك پايشان در عراق است ، يك پايشان در افغانستان ، يك پايشان در پاكستان و يك پايشان در هر نقطه اي كه غربي ها لازم ببينند . با اين وجود مي شوند حيوانات چهار پاي .

اين حراميان دزد كه از سر بيكاري و براي تفنن ، در پيشبرد اهداف امريكا قدم بر مي دارند هر روز با جنايت هاي پليدشان داغ ملت ستمديده افغانستان را بيشتر و بيشتر مي كنند .

 

تفكراتشان را معلوم نيست  از كدام فرد خبيث و ملعوني مي گيرند و اين تفكرات را در همه جا نشر مي دهند .

البته اين افراد خبيث و ملعون همان علماي احمق و متحجر ساكن در بيابان هاي عربستان سعودي هستند . يك مشت پيرمرد خرفت با ريش هاي دراز و مشغول پاچه خواري و ليسيدن دلارهاي سعودي آمريكا هستند .

تا مي بينند اهداف غربي ها در كشورهاي اسلامي در خطر است ناگهان از ماتحت شان انواع و اقسام فتواهاي مسخره و بچگانه صادر مي كنند و توجيه مذهبي و ديني به آن مي بخشند و مايه خوش خدمتي براي غربي ها مي شوند و به نفع غربي ها فتواي توليد مي كنند .

خيلي جالب است . هر وقع بنا مي شود كه اشغالگران ، امنيت منطقه و يا شهري را به دولت بسپارند ناگهان انفجارها و بمب گذاري هاي انتحاري به شدت افزايش پيدا مي كند و در اين هنگام هست كه اشغالگران فرياد وا  امنيتا سر مي دهند و ابراز مي دارند كه هنوز اين شهر امن نيست و وجود ما براي امنيت اين شهر لازم است براي همين خروج از اين شهر را ملغي اعلام مي كنيم .

و ناگهان بيانيه هاي مضحك و احمقانه جهادي ها ( بخوانيد تروريست هاي مسلمان كش ) در اينترنت و رسانه هاي دنيا پخش مي شود كه مي گويند تا وقتي كه اشغالگران از كشور ما خارچ نشوند ما از جهاد ( بخوانيد قتل عام زنان و كودكان و بيگناهان ) خود دست بر نمي داريم .

 

غربي ها وقتي به يك كشور حمله مي كنند يك هدف ندارند بلكه اهدافي دارند و براي پيشبرد اهدافشان ملاعمر و بن لادن را زاييده اند و اكنون نيز كمال استفاده را از آنان مي برند .

 

سوتی عجیب و غریب !!!

امروزه اینترنت و رسانه های دیجیتال و خبری بهترین انعکاس دهنده تصاویر و اخبار روز جهان است . اما اینکه بخواهیم سو استفاده کنیم و یا به دروغ آن را به دیگری منتسب دهیم کاری عبس و خنده دار است .

نمونه جدید :

تصویر زیر مربوط به یک نوزاد فلسطینی است ...

تذكر : تصوير حاوي صحنه دلخراش است .
ادامه نوشته