استاد شهيد عبدالعلي مزاري و قضيه يك مهاجر غيرقانوني در ايران


روزي يکی از مجاهدان پشتون به استاد شهيد مزاری مي گويد: فلان قومندان شما  که خیلی سرشناس هم بود، در اردوگاه کاشمر است ، از دوستان خود براي آزادي وي استفاده كرده و اورا آزاد کنید ، استاد شهيد در جواب وي مي گويد : مجاهدان زیادی در اردوگاه هاي ايران در بند هستند و  من تبعیض  در  بین آنان قایل نیستم  . دوما اينكه كشور جمهوري اسلامي ايران داراي قانون است و  طبق قانون آن كشور ، هر اتباع افغاني و غیر ایرانی اگر بدون مجوز قانونی و به صورت قاچاقي  داخل شده باشد ،‌ مدتی  بايد در اردوگاه زنداني بماند. و چون من مقلد حضرت امام خميني (ره) هستم و مخالفت به قانون برایم  حرام  است . و من نمی توانم فعل حرام مرتکب شوم .

روز مادر ( ميلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها)

همه جانم به فداي مادر .

به ياد مادراني كه در واقعه كوچي ها ، فرزندانشان را از دست دادند

و به ياد مادران داغديده افغانستان

و به ياد تمامي مادران ...

مادر، تو کتاب نامکتوب مرارت هایی، تو دیوان محبت هایی، تو ناب ترین واژه شعر خلوصی؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ای قصیده بلند عشق؛ ای عاشقانه ترین غزل؛ ای مثنوی رنج ها؛ تو بیت الغزل از خودگذشتگی هستی؛ تو قافیه احساس قلب منی؛ تو منظومه بلند فضیلت هایی تو بهترین بیت رباعی محبتی.
مادر، شعر وجود تو را، واژه واژه می نوشم و رعناترین غزال غزل هایم را به سویت روانه می کنم. دو بیتی های احساسم را همراه با شادمانه ترین ترانه فصل های زندگی ام، نثار دل بهاری ات می کنم. ای بهترین شعر زندگی، روزت مبارک باد.

يادمه در وقتي در اوج فقر و نداري زندگي مي كرديم موقع غذا خوردن كه مي شد ، از بي پولي نان سنگكي كه دو روز مونده بود رو روي چراغ نفتي گرم مي كرد با يه چايي شيرين بهمون مي داد . اما خودش چايي تلخ ميخورد چون شكر رو براي ما مصرف كرده بود .

بعضي اوقات هم كه ميخواستيم مثلا خيلي مفصل غذا بخوريم ، يه اشكنه اي درست مي كرد ولي به اندازه بچه ها . خودش هم براي دل خوش كردن ما سر سفره مي شست و بدون اينكه چيزي بخوره ، دهنش رو مي جنباند .

يادمه وقتي مريض مي شدم نصفه هاي شب از درد بلند مي شدم و شروع به گريه مي كردم و مادر رو صدا مي كردم . مي آمد بالاي سرم تا صبح بيدار مي ماند . 

يادمه وقتي بابا به خاطر شلوغ كاري ها با كمربند دنبالمون مي افتاد ، مادر سپر مي شد و ضربه هاي كمر بند بهش ميخورد و درد رو تحمل مي كرد تا من كتك نخورم .

يادمه صبح تا شب ما خواهر و برادرها شلوغ مي كرديم و داد و هوار و بازي ، مادر هم مراقب ما ، بعد شب كه مي شد شروع مي كرد به لباس شستن و شستشو تا دير وقت .

يادمه توي اوج سرماي زمستون ، ما توي گرماي اتاق زير پتو راحت مي خوابيديم ولي مادر مي رفت توي حياط شروع به شستشوي البسه و فرش ها مي كرد .

يادمه وقتي مريض مي شديم هميشه مراقبمون بود ولي وقتي خودش مريض مي شد ، تنها مراقبش خدا بود و خدا بود و خدا بود . 

يادمه براي شستن دست ها و صورتمون توي زمستونهاي اون موقع ، مي رفت با كتري آب گرم مي كرد مياورد دست و صورت ما رو مي شست . تا شستشوي دست و صورت ما تموم مي شد ، آب كتري هم تموم مي شد ، بعد خودش با آب سرد و يخ ، دست و صورتش رو مي شست .

يادمه هميشه موقع درس خوندن ، ميومد بالاي سرمون تا كمكمون كنه ، ولي ما از دستش عصباني مي شديم.

يادمه وقتي قوري چايي روي پاهاي من سرازير شد ، مادر دستش رو پيش كشيد تا چايي داغ روي دستش بريزه ولي روي پاي من نريزه .

يادمه وقتي ناراحت مي شد ، مي گفتم چي شده ، مي گفت هيچي نشده . ولي دروغ مي گفت .

وقتي مريض مي شد مي گفت خوبم ولي دروغ مي گفت .

وقتي گرسنه مي موند مي گفت سيرم ولي دروغ مي گفت

وقتي غمگين بود ، لبخند رو ور نمي داشت ولي لبخندش دروغين بود.

عجب حكمتي است مادر .

وقتی بچه زمین می خورد، مادر گریه می کند؛ وقتی مادر زمین می خورد، بچه می خندد!


شعري از ايراج ميرزا

داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پيغام‌
كه‌ كند مادر تو با من‌ جنگ‌

هركجا بيندم‌ از دور كند
چهره‌ پرچين‌ و جبين‌ پر آژنگ‌

با نگاه‌ غضب‌ آلود زند
بر دل‌ نازك‌ من‌ تير خدنگ‌

مادر سنگ دلت‌ تا زنده‌ است‌
شهد در كام‌ من‌ و تست‌ شرنگ‌

نشوم‌ يكدل‌ و يكرنگ‌ ترا
تا نسازي‌ دل‌ او از خون‌ رنگ‌

گر تو خواهي‌ به‌ وصالم‌ برسي‌
بايد اين‌ ساعت‌ بي‌ خوف‌ و درنگ‌

روي‌ و سينه‌ تنگش‌ بدري‌
دل‌ برون‌ آري‌ از آن‌ سينه‌ تنگ‌

گرم‌ و خونين‌ به‌ منش‌ باز آري‌
تا برد زآينه‌ قلبم‌ زنگ‌

عاشق‌ بي‌ خرد ناهنجار
نه‌ بل‌ آن‌ فاسق‌ بي‌ عصمت‌ و ننگ‌

حرمت‌ مادري‌ از ياد ببرد
خيره‌ از باده‌ و ديوانه‌ زبنگ‌

رفت‌ و مادر را افكند به‌ خاك‌
سينه‌ بدريد و دل‌ آورد به‌ چنگ‌

قصد سرمنزل‌ معشوق‌ نمود
دل‌ مادر به‌ كفش‌ چون‌ نارنگ‌

از قضا خورد دم‌ در به‌ زمين‌
و اندكي‌ سوده‌ شد او را آرنگ‌

وان‌ دل‌ گرم‌ كه‌ جان‌ داشت‌ هنوز
اوفتاد از كف‌ آن‌ بي‌ فرهنگ‌

از زمين‌ باز چو برخاست‌ نمود
پي‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ‌

ديد كز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌
آيد آهسته‌ برون‌ اين‌ آهنگ‌:

آه‌ دست‌ پسرم‌ يافت‌ خراش‌
وای پاي‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ‌


(UNHCR) درخواستی 18 میلیون دلاری برای رفع کمبودهای پیش بینی شده مالی برای فعالیت های خود در ایران کر

سازمان ملل

ایران درارتباط با میزبانی مهاجرین، از حمایت اندک بین المللی بهره برده است


ایران درارتباط با میزبانی مهاجرین، از حمایت اندک بین المللی بهره 
برده است
از سال 2002 کمیساریا به بیش از 860 هزار پناهنده برای بازگشت به افغانستان کمک کرده است. به علاوه، از آن تاریخ یک میلیون افغان نیز خود به کشورشان بازگشته اند.
کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR) درخواستی 18 میلیون دلاری برای رفع کمبودهای پیش بینی شده مالی برای فعالیت های خود در ایران کرده است که میزبان بیش از 1 میلیون پناهنده افغانستانی است .
به گزارش مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد(UNAMA)،تا به امروز کمیساریا حدودا یک پنجم 36 میلیون 800 هزار دلاری را دریافت کرده است که برای طرح های خود برای پناهندگان افغان درخواست کرده بود که این طرح ها با مشارکت دولت ایران اجرا می شوند.

"آندره ماهچیچ" سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان سه شنبه در ژنو گفت: ایران که به دلیل رکود اقتصادی در جهان مواجه با مشکلات اقتصادی است، میزبان 2 نسل از پناهندگان افغان بوده، اما این کشور از حمایت اندک بین المللی بهره برده است.

از سال 2002 کمیساریا به بیش از 860 هزار پناهنده برای بازگشت به افغانستان کمک کرده است. به علاوه، از آن تاریخ یک میلیون افغان نیز خود به کشورشان بازگشته اند.

بر اساس این گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان می گوید: روند بازگشت داوطلبانه افغانها از ایران به کشورشان به طور قابل ملاحظه ای در سال های اخیر به دلیل عدم امنیت و وضعیت اقتصادی در افغانستان کند شده است به نحوی که در سال 2009 تعداد 6 هزار نفر و در سال 2008 تعداد 3 هزار و 600 افغانی به میهن خود بازگشتند. 
در حالی که بیشتر پناهندگان در ایران با مشکلات اقتصادی مواجه هستند کمیساریای عالی سازمان ملل معتقد است که شرایط اقتصادی پناهندگان با اجرای طرح جدید دولت ایران برای حذف سوبساید از برق و آب و کالاهای اساسی طی 5 سال بدتر خواهد شد.
در این گزارش آمده است که بر اساس طرح جدید دولت ایران از امسال به تمام ایرانیان در عوض سوبساید کمک نقدی صورت خواهد گرفت  که این طرح شامل پناهندگان نمی شود.

تظاهرات مردم مزار شريف در محكوميت اهانت به امام خميني (ره) و ...

تظاهرات كابل در محكوميت اهانت به امام خميني (ره)  توسط اراذل و اوباش نجيب الله كابلي در افغانستان
ادامه نوشته

تظاهرات مردم كابل در محكوميت اهانت به امام خميني (ره) و ...

تظاهرات كابل در محكوميت اهانت به امام خميني (ره)  توسط اراذل و اوباش در افغانستان
ادامه نوشته

كساني كه عليه جمهوري اسلامي ايران تظاهرات كرده انداز ملت افغانستان نيستند

آنهايی كه علیه جمهوری اسلامی ایران در افغانستان تظاهرات می کنند جزء ملت افغانستان نيستند
جنرال سيد عبدالشكورموسوي كارشناس مسايل نظامي در امور كشور مي گويد: كساني كه عليه جمهوري اسلامي ايران تظاهرات كرده اند و عكس مقامات این کشور را آتش زدند از ملت افغانستان نيستند و اين ها كساني هستند كه در مغايرت با دين اسلام ، قرآن و بشريت عمل مي كنند و از ديدگاه مردم مجاهد افغانستان محكوم اند.
آقاي موسوي تصريح كرد، به جاي اينكه از زحمات و مهمان نوازي 30 ساله جمهوري اسلامي ايران، در افغانستان سپاسگزاري شود اهانت به رهبران و شخصیت های آن صورت می گیرد و شعارهاي ضد اخلاقي و در مخالفت با ارزشهاي ديني و مذهبي مورد قبول مسلمانان از سوي بعضي داده مي شود كه براي هيچ فردي ازمردم افغانستان قابل قبول نيست.
به باور وي، اين به آن معني نيست كه تعداد محدودي خود فروخته كه عليه جمهوري اسلامي ايران در كابل شعار دادند و عكس مقامات آن را به آتش كشيدند نمايندگي از 28 ميليوني ملت افغانستان می کنند بلكه اينها افرادي هستند كه دست شان در جيب امريكايي ها وانگليس هستند.
جنرال سيد عبدالشكور موسوي خاطرنشان ساخت: همانطوري كه جمهوري اسلامي ايران ملت قهرمان و مجاهدين افغانستان را در طول 30 سال حمايت مالي و تخنيكي كرده و بيش از چهار ميليون افغان مهاجر را در بدترين شرايط به كشورش به صورت مهمان پذيرفته، از خاطره ملت مسلمان افغانستان نخواهد رفت و شخصیت های جهادی و سیاست مداران مسلمان افغانستان هيچ وقت اين زحمات و دوستي جمهوري اسلامي ايران را فراموش نخواهند كرد.
به گفته وي، آن عده از مهاجرين افغاني كه از 30 سال به اين طرف در ايران زندگي دارند هم اكنون زندگي شان بهتر از زندگي افغانهايی است كه در داخل كشور زندگي می کنند و يا به كشورهاي ديگر مهاجر شده اند.
آقاي موسوي كه در يك گفتگوي اختصاصي با خبرگزاري صداي افغان (آوا) دركابل صحبت مي كرد، گفت: تظاهرات مسالمت آميز حق مسلم مردم افغانستان است اما تظاهراتی كه منجر به آشوب ها و اهانت به رهبران مذهبي يك كشور اسلامي گردد واقعا براي مردم متاثر كننده است.
اين كارشناس مسايل نظامي گفت: تمام كشورها مطابق به قانون اساسي و محاكم قضايي خويش با مجرمين برخورد مي كنند. فرق نمي كند اتباع ساكن در آن كشور از كشورهاي اسلامي باشد و يا غير اسلامي، بنا براين مافياي مواد مخدر، آنهايي كه به جرم خويش اعتراف مي كنند مطابق به قوانين نافذه همان كشور مجازات مي‌شوند.
وي مي گويد: قضيه اعدام 8 و يا 9 افغان در ايران به جرم قاچاق مواد مخدر زمينه مساعدی براي استفاده جويان و آنهايي كه به دنبال تخريب روابط دو كشور افغانستان و جمهوري اسلامي ايران می باشد، بوده، در حالي كه مقامات دولت افغانستان واكنش هاي تند اخير اين استفاده جويان را عليه ايران نادرست خوانده اند.
با اين حال چگونگي اعدام افغانها توسط دولت ايران از راه تظاهرات اهانت آميز آن هم از سوي بعضي از افراد كه چندان هويت افغاني هم ندارند به هيچ وجه روشن نمي شود بلكه راه حل چنين موضوعات از طريق رابطه ديپلوماتيك دو كشور امكان پذيراست.
آقاي موسوي با اشاره به رفتن كوچي ها در ساحات هزاره جات و به خصوص در ولسوالي بهسود و دايميرداد ولايت ميدان وردك و ناهور ولايت غزني و کشته شدن تعدادی و آواره شدن ده ها خانوارگفت: اگر مظاهره کنندگان علیه ایران این همه دلسوز مردم اند و ادعای حمایت از حقوق اتباع وطن را دارند، چرا تا کنون هیچ حرکتی به حمایت از ساکنان مناطق مورد تهاجم به ظاهر کوچی ها نمی کنند؟ مگر خون مردم بهسود به اندازه چندقاچاقچی اعدام شده رنگین نمی باشد و یا جان مردم دایمرداد و ناهور به اندازه جان چند تن از اعضای مافیای موادمخدر مهم نیستند که این اجیرشدگان بریده از انسانیت وخدا هیچ صدایی از خود بیرون نمی دهند؟ چه چیز باعث شده است که مشتی از اراذل واوباش به خاطر انعکاس شایعات بی اساس این همه دادو واویلا و مرگ و درد راه می اندازند ولی وقتی عده ای مظلوم و بی پناه در معرض بدترین وشدید ترین حملات قرار می گیرند اما هیچ عکس العملی ولو اندک از سوی این به اصطلاح مدعیان حمایت از حقوق افغان های مهاجر شنیده نمی شود؟
این درحالی است که براي هيچ كس پوشيده نيست كه دسته هایی به ظاهر به نام كوچي ها با نصب بيرق سفيد به موتر هاي داتسن از ولايت لوگر حركت كرده به ولسوالي های بهسود و دايميرداد ولايت ميدان وردك و ناهر ولایت غزنی جابجا شده اند و در مسيرجاده لوگر مسلح با سلاح هاي سبك و سنگين رفت و آمد دارند، و در اثر تجاوزات این ها علیه ساکنان این ولسوالی ها بيش از 200 خانواده در بهسود و دايميرداد ولايت ميدان وردک، آواره شده و تعداد زيادی از خانه هاي آنان توسط كوچي ها آتش زده شده اند.
بنابراین فهمیده می شود که تظاهرات علیه ایران و حمله علیه ساکنان مردم بومی شیعه بهسود، دایمرداد و ناهور، یک حرکت از دو زاویه است و هردو هم یک هدف را دنبال می کنند پس پشت این حرکت قطعا دستان مشترکی هستند که نه منافع مردم افغانستان ونه منفعت مهاجرین هیچکدام مورد نظر آن ها نمی باشند بل تلاش برای رسیدن به اهداف شومی است که دقیقا برخلاف منافع علیای اسلامی وملی افغان ها و حتی کل مسلمان ها می باشد.