تبليغاتX
مهاجر افغاني و استعمارنو

مهاجر افغاني و استعمارنو

يادداشت هاي يك مهاجر افغاني

خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟
او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.
به اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.
از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است.
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گريه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ايستند.
وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قيد و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می¬خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،
با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند

خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 15:49  توسط مهاجر افغاني  | 

فرزندان ابوسفيان هنوز زنده‌اند

فرزندان ابوسفيان هنوز زنده‌اند
حميد اسدي: حتما شما هم ماجراي جدا كردن خلخال از پاي بانوي يهودي در زمان حكومت اميرالمومنين (ع) و واكنش حضرت امير (ع) به اين روايت را شنيده‌ايد. آنجا كه حضرت فرمود: اگر مردي از غصه اين قصه بميرد، جا دارد.

حالا اگر ماجرايي صدها و هزاران برابر بدتر از اين در بلاد مسلمانان اتفاق بيفتد، مرد مسلمان چه واكنشي نسبت به آن بايد نشان دهد؟ اگر 260 كودك مظلوم و بي‌گناه فقط به‌دليل ممانعت كفتارهاي صهيونيست از ورود غذا و دارو به نوار غزه جان خود را از دست داده باشند، مرد مسلمان از اين غصه چه بايد بكند؟ اگر به شما بگويند در سرزميني كه روزگاري قبله اول مسلمين بود كودكان بي پناه اهداف زنده تمرين تيراندازي جمعي غاصب جنايتكار بي‌هويت هستند، چه حالي به شما دست خواهد داد؟ آيا اگر آرام وبي تفاوت از كنار ضجه مادران و ناله همسران مظلوم فلسطيني عبور كنيم، شرممان نمي‌آيد .

كمي‌به دور و برتان نگاه كنيد، حتي بي.بي.سي هم از فاجعه انساني در غزه خبر مي‌دهد؛ همان بي.بي.سي، كه مدافعان رزمنده فلسطيني را «پيكارجويان» اين سرزمين مي‌نامد، حتي سي.ان.ان هم براي آن‌كه از قافله عقب نماند ناچار است لابه‌لاي هزاران خبري كه از سياست‌هاي جديد دولت آمريكا، جشن گوجه فرنگي در اسپانيا، بحران مالي در جهان و سيرك فلان منطقه منتشر مي‌كند، خبري هم از مرگ خاموش كودكان در غزه مخابره كند. همان سي.ان.اني كه مبارزان فلسطيني را تروريست‌هايي كه صلح دو ملت (!) را بر نمي‌تابند، عنوان مي‌كند.

اما امراي عرب بر خلاف ملت‌هايشان در خواب عميق زمستاني فرو رفته‌اند. شايد هم خودشان را به خواب زده‌اند؛ البته كه همين طور است. اگر اين طور نبود، بالاخره با اين همه تلنگر بايد از خواب بيدار مي‌شدند. اين يكي هر روز و به هر بهانه، ايران را اشغالگر (!) مي‌نامد تا عقده‌هاي فروخورده خود را بيرون بريزد. آن يكي نامش عبدالله است اما به عبدالشيطان بيشتر مي‌ماند؛ كارش پناه دادن به منافقين و لو دادن اطلاعات سري حز‌ب‌الله به رژيم صهيونيستي است. آن ديگري كنفرانس اديان تشكيل مي‌دهد تا آبرويي براي جانيان  بي‌هويت صهيونيست دست و پا كند. شيخ‌شان هم در اين كنفرانس با كمال افتخار با سردسته آنان  دست مي‌دهد تا ثابت كند كه تمام فتواهاي سابق او فقط از سر شكم سيري بوده است و بس. راستش اگر سرزنشم نكنيد مي‌خواهم بگويم برخي در اين دنيا نقش همان  بازماندگان و نوادگان ابوسفيان و عمروعاص و ديگران را ايفا مي كنند. همان‌ها كه با اعمال و رفتار منافقانه و رياكارانه‌شان مسير حركت تاريخ اسلام را به كلي تغيير دادند. اين نوادگان همان‌ها هستند كه از ترس تقويت اسلام انقلابي پشت نصرالله قهرمان را خالي كردند و در جنگي كه بين تمام اسلام و تمام كفر بود، ناجوانمردانه به آغوش كفر فروغلتيدند؛ همان‌ها كه در غروب سرد و بي روح غزه دلارهاي نفتي خود را براي نجات آمريكا و متحدانش از منجلاب مالي خودساخته، كرور كرور روانه اين سرزمين‌ها مي‌كنند. راستي فقط مشتي از همين دلارها براي نجات غزه كافي بود؛ نبود؟


http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100956274018

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/18ساعت 8:43  توسط مهاجر افغاني  |