يادداشت هاي يك مهاجر افغاني
این استخر از مراکز زیر نظر آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) هست .
توی کیوسک نگهبانی دم درب ورودی استخر یه کاغذی زده بودند تحت عنوان ورود اتباع افغانی به داخل استخر ممنوع می باشد ...!!!!!!!!!

که بحمدالله نشر این تصویر باعث شد آقایون مسئول این کاغذ رو بردارند . اما فقط صورت مسئله پاک شد . نفس کار باقی ماند .
اینبار به صورت شفاها اجازه ورود ندادند . فوج فوج از هموطنان رو می دیدم که از درب ورودی استخر بر می گشتند به قول دوستی به جرم افغونی گری اجازه ورود نداشتند .
و اما آقایان مدعی ملک اسلامی و شیعه اثنی عشری که دائما فریاد می زنند امام زمان (عج) حاضر است و بر اعمال ما نظاره گر ، فراموش کردند که عده ای از مسملین افغانستان هم بر همین عقیده هستند . و مانند همفکران مذهبی خودشون دوست دارند تفریح کنند.

کار به کجا رسیده که آقایون به این عمل قبیح و زشت و دور از انسانیتشون افتخار هم می کنند و به عنوان یک خبر توی سایت رسمی دولتی هم درج می کنند .
این وب سایت متعلق به شهرداری اصفهان است .
حداقل می گفت اتباع افغانی که به صورت مجردی میاند بازم حرفی نبود اما آقای مسئول اینقدر بی شعور بودی تو ؟!!!!!!!!
جالب اینکه این خبر ظهر روی وب سایت شهرداری اصفهان بود . اما غروب که رفتم دیدم لینک رو برداشتند .
علتش هم اعتراضات مردمی و افراد منصف و متشرعی بود که توی ایران نسبت به این عمل وقیح اعتراض کردند . اما بازهم صورت مسئله رو فقط پاک کردند . چون اصل قضیه هنوز پا برجا بود هست .
بکشیدمان که با هر ذره خونمان ، مشتی به دهان شماها می زنیم .
لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت (ع) و لعنت خدا بر دشمنان شیعیان اهل بیت (ع)
و باز هم دستان مزدوران عربستان سعودی و مروجان وهابیسم پاکستانی به خون شیعیان مظلوم افغانستان آلوده شد ...
افراط گرایان آل سعود دست از سر افغانستان برنمی دارند ...
خون خواران آل سعود ما را رها نمی کنند ...
تا وقتی که یک نفر از ما زنده باشد .
ولی ما حسینی وار زندگی می کنیم و حسینی وار با آنان می جنگیم .
لعنت خدا بر شما و تمامی طرفداران بی فکر و احمقتان باد ، ای آل سعود ، ای وهابی ...
و لعنت خدا بر اجداد ناپاک و نامشروعتان یزید و معاویه و بنی امیه باد ...
و اینک
قتل عام شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی












اینک این سؤال در اذهان متبادر شده است که آیا آمریکا به دنبال ایجاد صدامی جدید در منطقه توسط خاندان آل سعود است؟!پ

بعد از سقوط حکومت مصر به دست مردم انقلابی آن دیار، ناگهان، آمریکا از ایجاد پیمانی عربی که بتواند مصالح آمریکا و اسرائیل در منطقه را ضمانت کند، مضطرب و متحیر و ناامید شد! لذا آنگاه که دانست، مصر از سیطره او خارج شده و یمن و لیبی نیز راهی مشابه را میپیمایند، در رسانههای خود، به عربستان سعودی ضریبی دوچندان داد و چنان تصویری از قدرت نظامی او در منطقه نشان داد که گویی توانایی حل مسائل جدید را دارد و میتواند انقلابهای عربی را نیز کنترل نماید!
لیکن پیگیری عملکرد و تاریخ عربستان سعودی در مسائل سیاسی، نقش این خاندان در مسائل منطقهای مانند فلسطین و عراق و لبنان و سودان و غیره را به خوبی نشان میدهد. اگر کسی تاریخ سعودی در قبال عراق را ورق بزند خواهد دید که عملکرد او در دو وزنه قرار خواهد گرفت. یکی مربوط به قبل از سال 2003 که نیروها و نیز خاک خود را برای حمله به عراق و اشغال آن در اختیار آمریکاییها قرار داد ولی وقتی فهمید که حذف دولت صدام به ضرر مصالح او میباشد، به تقویت گروههای تروریستی برای ایجاد فتنه مذهبی در عراق و منطقه پرداخت!
و اما در مساله فلسطین، دولت سعودی تلاش کرد تا میان خود فلسطینیها درگیری مسلحانه ایجاد کند تا مقاومتی که در مقابل اسرائیل ایستاده بود را تضعیف نماید! این همان طرحی بود که سیستمهای جاسوسی سعودی که از طرف آمریکا و اسرائیل حمایت میشدند آن را به عهده گرفتند و بعدا اسناد ویکیلیس نیز از آنها پرده برداشت.
از همین رو بود که دولت سعودی، مساله فلسطین را به گوشهای راند و مردمان مجاهد و صبور آن دیار را زیر شکنجه و حملات شدید صهیونیستها تنها گذارد و ما نه از سعودی و نه از هیچ دولت دیگر عربی خلیج، سخنی در محکوم کردن جنایات صهیونیستها نشنیدیم!
و اما درباره یمن، جستجوگر مسائل خواهد یافت که سعودیها، در ظاهر توجه به حرکت مردمی و در قالب تلاشهای دول خلیج، سعی در حفظ نظام علی عبدالله صالح، که همپیمانی بزرگ برای آنها بود، نمودند.
ولی درباره بحرین، آنگاه که سعودیها با اشاره آمریکاییها، از آن انقلاب، احساس خطر جدی کردند چرا بوی خوش آن انقلاب در حال گسترش به سوی شهرهای خود سعودی و حتی ریاض بود و استمرار آن، ایشان را به هراس انداخته بود. در سوریه هم منابع متعددی از دخالت سعودی در رخدادهای اخیر آن کشور خبر میداد که با همراهی گروه المستقبل لبنان نیز انجام گردید!
خلاصه اینکه،آمریکا در به حراج گذاردن سعودی در وضعیت کنونی اشتباهی بزرگ کرد چرا که سعودیها از قدرت و نفوذ سیاسی کافی و مواضع مؤثر برخوردار نبودند و ملتهای عرب از آنان به غضب آمدند.
آمریکا با دخالت دادن ملک عبدالله و خاندان او در مسائل بحرین و قتل عام مردم آنجا و سرکوب انقلاب آنان، به ایجاد صدامی جدید در منطقه مبادرت کرد لکن این تصور آمریکاییها دقیق نبود چرا که سعودیها رسوا شدند و خصوصا در خود سعودی، اعتراضات متعددی برای پایان بخشی به اشغال بحرین صورت گرفت.

صدامی که در استراتژی آمریکا به میدان آمده بود، به عنوان رهبری عربی و قومی و حامی بلوک شرق شناخته میشد – چنانچه در میان عربها مشعهور بود- در ادامه همان سناریو، آمریکا به دنبال ایجاد دیکتاتوری عربی جدیدی در منطقه بود که این بار این اختیار را به عربستان سعودی دادند تا در مرحلهای حساس، که ملتها به دنبال سرنگونی حکام خود بودند، به میان بیاید.
این انتخاب آمریکا اشتباه و از آن بزرگتر پذیرش سعودیها بود چرا که سعودی، امکان کافی برای دستیابی به این هدف را نداشت و حضور آنان در بحرین و سرکوب انقلاب مردمی آنجا، اشتباهی استراتژیک بود که دولت آمریکا آن را مرتکب شد.
احمد العراقی
گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

مادر سر چشمه گیتی...
غنچه
ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن
او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی سوار
بر بال پرنده محبت دید.
آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟
مادر
آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و
صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می
دهد...
مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش
هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار
است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر
جای پایت.
مادرم:قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند...
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.
در
نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی
وجودم رخنه کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می
خورم که دوستت دارم .... مادر عزیزم روزت مبارک
مادر، ای لطیف ترین
گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به
آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. روزت مبارک
مادر خوبم !

مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست !
زیباترین
واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است. زیباترین خطاب "مادر جان" است. "مادر"
واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان
بر می آید. روزت مبارک مادر
آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
بهشت ها برای تو آفریده شده اند و درختان برای اینکه سایبان تو باشند سر از خاک بر می آورند....
مادر تو غزل زیبای محبت و ایثاری...دوستت دارم و نام تو را با چشمه ها و رودها زمزمه میکنم......
مادرم، خواستم خوشبوترین گل دنیا را برایت هدیه بیاورم، اما دیدم تو خوشبوترین گل دنیا هستی.
مادرم، تو تنها ستارهای هستی که در روز و شب میدرخشی. ای ستارهی زندگیم، تو را با تمام وجود دوست دارم.
به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی مادر.روزت مبارک
در زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است.
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر
آسودگی از محن ندارد مادر. آسایش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
مادرای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
آسمانی پر از ستاره دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم...
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.
در
نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی
وجودم رخنه کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می
خورم که دوستت دارم .... مادر عزیزم روزت مبارک
مادر، ای لطیف ترین
گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به
آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. روزت مبارک
مادر خوبم !
مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست !
زیباترین
واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است. زیباترین خطاب "مادر جان" است. "مادر"
واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان
بر می آید. روزت مبارک مادر
آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
بهشت ها برای تو آفریده شده اند و درختان برای اینکه سایبان تو باشند سر از خاک بر می آورند....
مادر تو غزل زیبای محبت و ایثاری...دوستت دارم و نام تو را با چشمه ها و رودها زمزمه میکنم......
مادرم، خواستم خوشبوترین گل دنیا را برایت هدیه بیاورم، اما دیدم تو خوشبوترین گل دنیا هستی.
مادرم، تو تنها ستارهای هستی که در روز و شب میدرخشی. ای ستارهی زندگیم، تو را با تمام وجود دوست دارم.
به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی مادر.روزت مبارک
در زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است.
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر
آسودگی از محن ندارد مادر. آسایش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
مادرای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
آسمانی پر از ستاره دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم...
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.
در
نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی
وجودم رخنه کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می
خورم که دوستت دارم .... مادر عزیزم روزت مبارک
مادر، ای لطیف ترین
گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به
آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. روزت مبارک
مادر خوبم !
مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست !
زیباترین
واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است. زیباترین خطاب "مادر جان" است. "مادر"
واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان
بر می آید. روزت مبارک مادر
آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
بهشت ها برای تو آفریده شده اند و درختان برای اینکه سایبان تو باشند سر از خاک بر می آورند....
مادر تو غزل زیبای محبت و ایثاری...دوستت دارم و نام تو را با چشمه ها و رودها زمزمه میکنم......
مادرم، خواستم خوشبوترین گل دنیا را برایت هدیه بیاورم، اما دیدم تو خوشبوترین گل دنیا هستی.
مادرم، تو تنها ستارهای هستی که در روز و شب میدرخشی. ای ستارهی زندگیم، تو را با تمام وجود دوست دارم.
به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی مادر.روزت مبارک
در زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است.
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر
آسودگی از محن ندارد مادر. آسایش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
مادرای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
آسمانی پر از ستاره دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم...
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک



اینکه نیروهای غربی برای حمایت از نظامهای استبدادی جهان عرب دخالت کنند امری عادی شده است و در دهههای اخیر بدان عادت کردهایم! ولی آنچه نمیتوان در مقابلش سکوت کرد، دخالت برای جهتدهی به انقلابهای مردمی است! واقعا باعث خوشحالی است که مرحله فعلی را «بهار انقلابهای عربی» بنامیم ولی اصطلاح مناسب برای توصیف مرحله «ضدانقلاب» چیست؟ و سوال اینکه:
آیا همچنان بهار انقلابات تدوام دارد یا اینکه جهان عرب به مرحله ضدانقلاب وارد شده است؟ اگر انقلابات مردمی برای ایجاد تغییرات بنیادین در نظامهای استبدادی که بیشتر از نیم قرن است بر آنها حاکماند تلاش میکنند، نقش همپیمانان غربی دولتهای نفتی در مرحله ضدانقلاب چیست؟ آیا میتوان بین پیشگامان انقلابها و بزرگان ضدانقلاب هماهنگی برقرار کرد؟ آیا برای ایالات متحده آمریکا و انگلستان و سعودی ممکن است که به عنوان پشتیبان نیروهای انقلابی ظاهر شوند؟ چه کسی مسؤول این گونه تصورات و اندیشههاست که نزد بسیاری وجود دارد؟ آن متفکرینی که قلمهایشان را برای مقابله با «ضدانقلاب» با شجاعت و وضوح به کار برند کجایند؟ پس اگر نیروهای فرهنگی و متفکران و علماء از اراده مردمی که برای اصلاح نظامهای سیاسی خود به راه افتادهاند روی گردانند، جوانهایی که در انقلابشان به شعار «مردم اسقاط نظام را میخواهند» متمسک شدهاند مضطر خواهند شد پس چرا به سکوت مشکوک خود ادامه میدهند در حالی که نیروهای ضدانقلاب را که در روشنایی روز علیه آنها مجهز میشوند را میبینند؟!
چرا شعارهایی که آن نیروها با آن بلاغت در مردمان اطراف خود طرح کردهاند اثر گذارده و تصور شده که رهبران انقلاب هستند!؟ چه خبر از شعارهای جدید؟ بعد از چند دهه سکوت، واشنگتن از ضرورت «اصلاحات سیاسی» و «تلاش برای دموکراسی» سخن میگوید هرچند مقولاتی چون «خطر ایران» به همراه «خطر فرقهای» و «ضرورت حفظ امنیت و ثبات» را فراموش نکرده است! این اصطلاحات علیرغم قدمتی که دارند امروز برای دخالت در فرهنگ «بهار انقلابها» تجدید شدند و به عنوان شعار اول نیروهای اشغالگر و مستبدی که امروز برنامه «ضدانقلاب» را پیگیری میکنند تبدیل شد! چه شبیه است امشب به شب قبل و چه عمیق است حس سرخوردگی در میان نسل انقلابی که جنین او سقط گردید!
علیرغم آنچه درباره تغییر در مصر بعد از سقوط حسنی مبارک گفته میشود، مسیرهای میلیونی که همچنان بین حال و آینده برقرار میشوند نشانهای از حالت سرخوردگی در میان جوانان انقلابی است که وقتی آرمان میدان التحریر آرام گرفت دیگر آنها تنها بازیگران عرصه سیاسی نیستند!
بلکه خود شیخ الازهر در ابتدای این ماه، در مصاحبهای با شبکه خبری النیل، تاکید کرد که «ضدانقلاب در حال تلاش برای ایجاد حالتی از دلسردی و سکون در داخل جامعه مصر است تا در مردم مصر، حالتی از ترحم به نظام سابق و ثباتی که داشت را ایجاد کند!» و ناچاریم اعتراف کنیم که سخن گفتن از ضدانقلاب فقط درباره حقیقت جوهری این انقلاب محوریت ندارد بلکه هر کس دچار بحران سیاسی یا اقتصادی یا ایدئولوژیک شده این شعار را برگزیده است و همچنین کسانی که برای جلوگیری از تبلور اهداف انقلاب جوانان 25 ژانویه مصر - که از اهم آن برپایی نظام جمهوری دموکراتیکی است که مردم را بر امور خود مسلط سازد و در برابر فشارهای نیروهای محلی یا خارجی که در خفا برای مصادره حکومت بر مردم تلاش میکنند خضوع نکند- تلاش میکنند.
از ابزارهای ضدانقلاب در مصر، ایجاد فتنه فرقهای میان مسلمانان و مسیحیان یا بین خود مذاهب اسلامی است. حمله به کنیسههای مسیحیان در کشور بزرگی چون مصر که قرار است به عنوان الگوی همزیستی مسالمت آمیز میان ادیان باشد، امری خطرناک است.
همچنانکه حمله به محلهای عبادت صوفیان و شیعیان، گسترش خطری بزرگ میباشد که از روشهای ضدانقلاب محسوب میگردد! در ابتدای این ماه، برخی از مجموعههای سلفی وهابی تکفیری به تخریب چهار ضریح اولیاء خدا که مردم آنان را به زهد و تقوا در منطقه «قلیوب» میشناختند پرداختند با این مبنا که زیارتشان شرعا حرام است! و برخی اعضاء این جماعت اعلام کردند که تخریب ضریحها به این منطقه محدود نخواهد شد و باید به زیارتگاههای بزرگ در قاهره همچون مسجد امام حسین و سیده نفیسه و دیگران نیز برسد چرا که اینها «بدعت» اند! و پیشبینی میشود که اینگونه اقدامات فزونی یابند چرا که میتوانند به افزایش سردرگمی در جامعه و رفع ثبات لازم برای ایجاد نظام دموکراتیک جدید در مصر بیانجامند!
از اینجاست که فهم اهداف ضدانقلاب و روشهای آنان که از جمله آنها گسترش اختلافات مذهبی برای جلوگیری از وحدتی که میتواند به آزادی و مخالفت با نظامهای مستبد بیانجامد میباشد، ضروری است.
شایان ذکر است که «فرقهگرایی» سلاحی است که بعد از پیروزی انقلاب ایران برای جلوگیری از انتقال آن به جهان عرب مورد استفاده قرار گرفت. و برای مواجهه با بهار انقلابهای عربی و سقط این جنین، مجددا مسائل فرقهای مطرح میشوند تا نسل انقلاب را مشغول ساخته و از پرداختن به مسائل حقیقی ملت عرب دور نماید.
در مقاله ای که در سایت مصری «الأهرام» در 29 مارس تحت عنوان «فتنه فرقهای مهمترین ابزار ضدانقلاب» منتشر شد نویسنده، آقای اشرف، این مساله را مورد بررسی قرار داده و از قول آقای دکتر صادق – استاد جامعهشناسی سیاسی دانشگاه آمریکا- آورده بود که فتنه فرقهای در دولتهای دیکتاتوری ذاتا استبدادی منتشر میشود و در دولتهای دموکراتیک جایی ندارد.
دکتر محمد غنیم، مدیر جمعیت وطنی تغییر: اقدامات سلفیها از مظاهر آشکار ضدانقلاب است. این مساله در تونس نیز شکل گرفته که جوانان آن احساس کردهاند که انقلابشان تکمیل نشده است و ضدانقلاب در پیشبرد محتوای عمل خود موفق بوده است. و تاکید کرد دستگیری تظاهرکنندگان در چهارچوب حرکت سیاسی اخیر در میدان«القصبه» توسط پلیس، به «هیئت تحقق اهداف انقلاب و اصلاحات سیاسی» ربط داشت که اخیرا توسط حکومت موقت تشکیل شده بود! و در تاریخ 11 مارس، منیر السعدانی مقالهای تحت عنوان «درباره ضدانقلاب» نوشت که در آن آمده بود: ضدانقلاب حرکتی دائمی و رنگارنگ و پراکنده است چنانچه اقدامات انقلابی، رنگارنگ و معوجاند. ضدانقلاب در تونس، پس از تحولات لیبی، وارد مرحله آخر خود شده است. توطئه علیه انقلاب لیبی به بهانه ارائه پشتیبانی لجستیکی اروپایی و آمریکایی برای آن، جلوهای از جلوههای ضدانقلاب بود. نشانههای این «ضدانقلاب» چیست؟ آیا آن واقعا وجود دارد یا یک امر ذهنی است که فقط برخی با «دستورالعملی مشخص» آنرا ترویج میکنند؟!
انقلاب تونس یک امر ناگهانی برای همگان و همچنین نیروهای ضدانقلاب بود چنانچه انقلاب مصر اینچنین بود. آن نیروها تلاش کردند که با کشاندن انقلابیون به «گفتگو» با آن دو رئیس مخلوع حکومتها، مطالبات مردمی را قبضه کنند! ولی آن تلاشها به شکست انجامید چرا که مستند به طرحی متین نبودند و رد آنها نیز به سرعت صورت میگرفت. ولی آن نیروها به سرعت تلاش کردند تا حداقل از رخداد سلسلهوار این انقلابها جلوگیری کنند. دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، مدتی پس از سقوط مبارک، همزمان با ویلیام بیرنز، معاون وزارت خارجه آمریکا در مسائل سیاسی، به منطقه آمدند تا از نزدیک با نیروهای انقلابی آشنا شوند و روش تعامل با آنها را به دست بیاورند!
کامرون به میدان التحریر در قاهره آمد و با رهبر انقلاب و همچنین محمد حسین طنطاوی، وزیر دفاع و رئیس شورای نظامی حاکم دیدار کرد ولی با جمعیت اخوان المسلمین دیدار نکرد! در آن روز، انقلابهایی دیگر در بحرین و لیبی بروز یافتند. نیروهای ضدانقلاب که قدرت مانور زیادی نداشتند، مواضعی فوری میگرفتند. ولی بتدریج بر اوضاع مسلط شدند و اکثر انقلابهای عربی را تحت پوشش خود قرار دادند و همچنان مهار یا ناکام گذاردن یا منحرف کردن این انقلابها از هدف اساسیشان تلاش پیاپی دارند. اینجا بود که برای پول نفت نقشی محوری در این تلاشها پیدا گردید! آن پول از یک سو بر سیاستهای غربیها خصوصا آمریکا و انگلستان تاثیر میگذارد و از سوی دیگر برای سرمایهگذاری در رسانههای ضدانقلاب موثر بود. پشتیبانی مالی جدی از طرح اختلافات فرقهای برای تغییر دادن اولویتهای نظر عامه نیز جهت سوم مساله بود. حتی در آینده، بعید نیست که عامدانه از انجام عملیاتهای انتحاری جهت ایجاد زمینه دخالت غربی و سرکوب نظامهای حاکم استفاده کنند.
رهبری نیروهای ضدانقلاب با عربستان سعودی است و حمایت آن را ولایات متحده و انگلستان انجام میدهند و ممکن نیست که بشود طرف اسرائیلی را از این پیمان ضدانقلابی دور دانست! اینک، این نیروها به صورت علنی و به روشهای گوناگون، در امور مختلف انقلابها دخالت میکنند!
در بحرین با نیروی نظامی و سلاح و ارتش برای قلع و قمع انقلاب مردمی وارد شدند. در یمن برای تحمیل «مصالحه» و «واسطهگری» میان مردم و علی عبدالله صالح یا جایگزینی او با شخصی که در مقابل فشار سعودی و آمریکا خاضع باشد تلاش میکنند. در لیبی، به رهبری عربستان و از طریق شورای همکاری، فشار بر کشورهای عربی برای مداخله نظامی صورت میگیرد، دخالت غربی برای حل و فصل امور لیبی نبود و صرفا برای ایجاد گره صورت گرفت. از همین رو است که تا کنون به بمباران هوایی بدون ورود نیروی زمینی محدود مانده است!
در این حالت است که وضعیت میان قذافی و معارضانش به نوعی حالت جمود برمیگردد که یا به تقسیم کشور منجر میشود و یا به وضعیتی که در آن از اتحادیه اروپا درخواست میشود که نیروهای زمینی خود را اعزام کنند و این یعنی تکرار تجربه عراق!
هر کدام از این گزینهها، هزینههای متعدد مادی و سیاسی در پی خواهند داشت که دولتهای عربی آنرا میپردازند! بازنده بزرگ این تحرکات هم آن انقلابیونی اند که توجه به مطالبات آنان پایان پذیرفته و یا با کشتار مستقیم تضعیف میشوند (مثل لیبی) و یا سخن آنان با سیاستهایی مهار میشود و موقعیتها با پول نفت به فروش میرسند! (مانند یمن) و یا به صورت مستقیم اشغال میشوند (مانند بحرین) که در همه آنها، انقلابها یا به دعوتهای اصلاحی محدود بدل میشوند و یا به جنگهای داخلی که خشک و تر را میسوزاند و یا فریادی بلند که شنیده نشوند و اشخاصی که برای تندادن به فشارهای امنیتی و مالی و سیاسی، مهیا میشوند! اینگونه ُهضم و فهم همه این اتفاقات ممکن میگردد. ولی سکوت حاکم بر دنیای روشنفکران و علمایی که در مقابل سیاستهای سعودی و آمریکا و انگلستان برای از بین بردن انقلابهای مردمی رام شدهاند قابل توجیه نیست! چگونه ممکن است که یک روشنفکر پشتیبان خواسته پاره پاره شدن امت از داخل آن باشد؟!
پهپه اسکوبار، مولف بسیاری از کتابها، در حاشیه سفر هفته گذشته وزیر دفاع آمریکا، رابرت گیتس، از عربستان سعودی میگوید: "در زمانی که پنتاگون با خاندان آل سعود دیدار می کند همه آنها میگویند: من بوی ضدانقلاب را در صبح دوست دارم!" و میافزاید:" آری! این بو از بوی بمب ناپالم قویتر است، این بو مشابه بوی پیروزی است!" پس اقدامات ضدانقلابی که پیمان مشترک آمریکایی سعودی برای آنها بپاخاسته موفق شده و دست کم، علیه انقلابهای عربی بزرگ سال 2011 بوده است.
این پیمان برای ضدانقلاب صرفا یک وسیله نبوده بلکه تصدیگری دفاع از انقلاب و آزادی و دموکراسی را مد نظر دارد! به این منظور هم پول نفت در گستردهترین شکل خود مورد استفاده قرار گرفت تا روح بسیاری از انسانها را در پایتختهای انقلابی آزاد کند (به شهادتشان برساند) و از خلال حمایت آشکارش از دولتهای سرکوبگر آنها را قلع و قمع نماید! و هیچ یک از آنان، جنایاتی که آن دولتها در حق ملتشان انجام دادند را محکوم نکردند! بلکه واشنگتن برغم اعتراضات گسترده جامعه بینالمللی بر این تهاجم، پوششی دیپلماتیک و سیاسی برای حمله سعودی به بحرین ایجاد نمود! همچنین طرح مساله وجود القاعده در یمن نیز برای توجیه استمرار حکومت یمنی و جلوگیری از سقوط آن و ضریب دادن به سپر ایران برای توجیه حضور ضدانقلاب در بحرین صورت گرفتند! و بهانههایی دیگر نیز برای توجیه جلوگیری از صدور قطعنامه درباره انقلاب لیبی تراشیدند!
به موازات این اقدامات، ضدانقلاب، شعارهای فرقهگرایانه را برای جلوگیری از انسجام فرزندان امت اسلامی طرح نمودند در حالی که مردم، مطالبات اصلاحی و دموکراتیک داشتند ولی اینان برای ناکامگذاردنشان به هر قیمتی تلاش کردند! و قربانیان در هفتههای اخیر در این کشورها فزونی یافتند درست در زمانی که برخی منابع اعلام کردهاند که سعودی پول نفت سرشاری را برای پرداخت صورتحسابهای جنگ لیبی اختصاص داده است! همچنین قطر و امارات نیز از مشارکتشان در تحریم هوایی لیبی سخن گفتند! آن منابع اعلام کردهاند که سعودی نقش مستقیمی را درباره نظامی که قرار است جای علی عبدالله صالح بنشیند ایفا میکند. در حالی که معارضان هر گونه مذاکره را مشروط به رفتن رئیس جمهور یمن دانستهاند سعودی، تلاش میکند که جایگزینی همپیمان خود در صنعا بگمارد! بر همین اساس، تحمیل سختی بر یمنیها در آرزوی شکست انقلاب و پایان عهد علی عبدالله صالح را تداوم داده است!
همچنین تردید دارد که آیا غربیها در ازای پرداخت هزینه عملیاتهای نظامی علیه نظام معمر قذافی در لیبی، با تصرف بحرین به این شکل توسط سعودی موافقت میکنند؟! اینک به وضوح روشن شده است که طرحی سعودی غربی برای انقلابهای نوزاد ملتهای عربی و سیطره بر نتایج آنها و جلوگیری از تبدیل شدن آنها به کشورهایی دموکراتیک که میتوانند سایر کشورها را نیز بدان مسیر تشویق کنند، وجود دارد. به همین دلیل، ملل عرب در وضعیتی آشفته به سر میبرند که میان امید به اصلاحات حقیقی (که این تا کنون در مصر و تونس محقق نشده است) یا سرکوب و شکنجه و بدرفتاری بیشتر (چنانچه این روزها در بحرین جریان دارد اعم از قتل و دستگیری هر کس که در انقلاب شرکت داشته اعم از علما و روشنفکران و پزشکان و کارگران و وکلاء و زنان و مردان) میباشد!
دنیا امروز در چهارراهی خطیر قرار دارد که یا از همه انقلابهای عربی بدون استثناء یا به صورت منتخب حمایت کند و این یعنی جلوگیری دولتها در استفاده مفرط از نیروهای نظامی علیه تظاهرات مسالمتآمیز! و یا از این دولتها برغم پلیدیها و صفحات سیاه و سیاستهای سرکوبگرانهشان حمایت کند!
این، انتخابی میان عقبماندگی و پیشرفت، مرگ و زندگی و سرکوب و آزادی است چرا که ملتها این روزها در سایه دولتهای سرکوبگرشان میمیرند و زندگیشان در سایه دموکراسی و اصلاح و آزادی ادامه مییابد. در این وضعیت مهم، مقابله با ضدانقلاب به رهبری سعودی توسط روشنفکران و اساتید و علما ضروری شده است چرا که اگر این جریان پیروز شود، ملتهای عرب در وطنشان امنیت نخواهند داشت بلکه سرکوبی سهمگینتر از دوران قبل از «بهار انقلابها» به این کشورها باز خواهد گشت!